سيد ابراهيم سيد علوى
29
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )
در سال 388 از واسط سيد رضى را به نيابت خود در بغداد منصوب داشت ، آن هم با وجود آن همه وزراء ايرانى كه پيرامون او را گرفته بودند . در همين سال است كه بهاء الدوله او را به لقب « الشريف الأجل » ملقب نمود ، لقبى كه تا آن روز كسى را به آن نخوانده بودند . در سال 392 ه طى فرمانى او را به لقب « ذو المنقبتين » ملقب ، و در سنة 398 كه در بصره بود به « رضى ذو الحسبين » ملقب داشت . در سال 401 دستور داد كه از رضى هنگام خطاب و در نگارش فرمانهاى رسمى به « الشريف الأجل » ياد كنند . قصائدى كه سيد رضى در بارهء بهاء الدوله گفته ، بيشتر به پاداش اين عواطف و محبتها بوده ، و حكم پاسخ سلام او را داشته است . با اين كه چيزى از مال دنيا نمىاندوخت ، مع الوصف با همّت عالى خود ، مدرسهاى شبانه روزى براى تحصيل و اسكان دانشجويان علوم دينى تأسيس كرد ، و آن را « دار العلم » ناميد ، و او نخستين كسى است كه در اسلام مدرسه علمى شبانه روزى با كليه لوازم و كتابخانه تأسيس كرد . سيد مرتضى برادر بزرگترش نيز « دار العلم » داشت ، و شيخ طوسى و قاضى عبد العزيز ابن برّاج از شاگردان آن به شمار مىروند . ولى درست روشن نيست كه دار العلم سيد رضى مقدم بود يا از آن سيد مرتضى ؟ به گمان ما دار العلم سيد رضى مقدم بوده است . دار العلم سيد رضى تقريبا هشتاد سال پيش از تأسيس مدرسه نظاميه بغداد توسط نظام الملك طوسى بوده كه با مخارج هنگفت دولتى تأسيس شد . به نظر ما اصولا تأسيس نظاميه بغداد و نظاميههاى ديگر نظام الملك كه همه مدارس دولتى بوده است ، به تقليد از دار العلم سيد رضى و سيد مرتضى تأسيس شده است . او با همه اسم و رسمى كه داشت ، و آن همه پست و مقامى كه احراز كرده بود ، مردى وارسته و زاهد پيشه و بى قيد به دنيا و لذائذ آن بود ، چنان كه خود مىگويد : شغلت بالمجد عمّا يستلّذ به * و قائم اللّيل لا يلوى على السمر حضار محترم ! سيد رضى كه خود را از سلاله پاك نبوّت و امامت و ولايت ، و فرزند طاهر ذو المناقب و نواده ناصر كبير ، و دانشمندى ذو فنون و متفكرى دلير ، و نويسندهاى چيره دست ، و سرايندهاى بزرگ و بلند آوازه ، و سخنورى توانا ، و داراى پستهاى حسّاس امارت حاج ، نقابت ، و رياست ديوان مظالم مىديد ، در انديشه آن بوده كه در فرصت مناسب خلافت اسلامى را از چنگ